تبلیغات
سبکبالان عاشق

سبکبالان عاشق

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

مقام معظم رهبری:

شهید املاکی شما؛ جانشین لشکر گیلان که توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغل دستش ماسک نداشت، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این! البته هر دو شهید شدند. هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد اما این قهرمانی ماند اینها که از بین نمی‌روند. زنده‌اند، هم پیش خدا زنده‌اند، هم دردل ما زنده‌اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده‌اند.



اولین جشنواره سراسری قهرمان با موضوع سردار شهید حسین املاکی به میزبانی سایت لاله ها و حمایت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس گیلان برگزار می شود.

این جشنواره که در شاخه های وبلاگنویسی و طراحی پوستر و گرافیک می باشد از 22بهمن آغاز و تا پایان اسفند ادامه خواهد داشت.علاقه مندان برای شرکت در این جشنواره میتوانند از صفحه اصلی این جشنواره به نشانی http://shahid-amlaki.laleha.com  و کلیک بر روی یکی از گزینه های بخش وبلاگنویسی و بخش طراحی پوستر،پس از خواندن قوانین هربخش، فرم ثبت نام اینترنتی را تکمیل و برای ما ارسال کنند.از بین آثار رسیده به سه نفر برتر هر بخش جوایزی به ارزش:

نفر اول 350000تومان،نفر دوم 300000تومان و نفر سوم 200000تومان اهدا داده خواهد شد.

روز اهداء جوایز ۹/۱/۹1 مصادف با سالروز شهادت آن شهید بزرگوار می باشد که طی مراسمی از نفرات برتر جشنواره تقدیر به عمل خواهد آمد.



نوشته شده در شنبه 27 اسفند 1390 توسط رضا
سلام دوستان
من از افرادی که وقت دارن( روزی 10 دقیقه) برای این وبلاگ وقت بذارن و در اون مطلببذارن یا...
و باعث پیشرفت این مکان بشیم
اینجا میتونه خیلی پیشرفت کنه فقط کافیه دوستان بخوان
همه میتونن تو این مکان دیده بشن
این اعلامیه همیشه فعاله و هر وقت که فردی درخواستی بده موافقت میشه.
من معمولا دو روز یک بار سر میزنم و منتظر اعلام آمادگی دوستان هستم
حتی از افرادی در زمینه وبلاگ نویسیهم مهارت ندارن درخواست میشه تا اعلام آمادگی کنن
وبلاگ نویسی خیلی آسونه و میشه در 5 دقیقه اونو فراگرفت
منتظراعلام آمادگی دوستان هستم


برچسب ها: همکاری، اعلامیه، دعوت از دوستان، شهید املاکی، شهدا، شهیدان، شهید،

نوشته شده در جمعه 4 اسفند 1391 توسط رضا


 داستان زیبا از قهرمان جانشین لشگر گیلان

قهرمان یعنی شهید حسین املاکی خاطره زیبایی از مقام معظم رهبری در سفر به استان گیلان

دریافت فایل: صوتی/mp3

حجم فایل:239/کیلوبایت

دانلود فایل صوتی

شادی روح شهید والامقام سردار حسین املاکی صلوات





منبع:وب سایت شهید گمنام

http://gomnam-karbala.ir/tag/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8     %AF-%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9%DB%8C



نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین 1391 توسط رضا



شهید املاکی با مسئولیت فرماندهی واحد اطلاعات و عملیات، در عملیات های مختلفی از جمله ثامن الائمه، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، محرم، والفجر مقدماتی ، والفجر 1 ، والفجر4 ، والفجر6 ، والفجر 8 ، والفجر9 و عملیات بدر حضور داشت. در کربلای 5، فرمانده محور عملیاتی در جزیره بوارین بود و در این عملیات بزرگ، نیروهای لشکر گیلان با موفقیت كامل، وارد شهرک دوئیجی عراق شدند. مدتی بعد فرماندهی عملیات موفقیت آمیز نصر4 را در ارتفاعات ژاژیه و شهر ماووت عراق برعهده گرفت و آنجا را هم آزاد كرد. پس از انجام این عملیات، املاکی قائم مقام لشکر قدس گیلان شد، اما ظاهر و باطنش همچنان مثل یك بسیجی عادی باقی ماند.

سرانجام این مرد بزرگ 9 فروردین سال 67 در عملیات والفجر 10 در منطقه عمومی سید صادق، بر روی ارتفاعات بانی بنوک عراق به همراه یاران و همرزمانش، مظلومانه در اثر حمله ناجوانمردانه و بمباران شیمیایی عراق به شهادت رسید و پیکر مطهرش برای همیشه بر روی ارتفاعات بانی بنوک باقی ماند.

می گویند آن لحظات آخر در میان جنگ و نبرد و آتش حملات شیمیایی دشمن، ناله یك بسیجی را شنید كه كمك می خواست، حسین ماسک صورتش را برداشت و به صورت آن بسیجی بست و در نهایت هر دو شهید شدند.

در این باره آقای سیف الله طهماسبی یكی از هم رزمان شهید می گوید :« مجروحی بود كه تقریبا 20 الی 30 متر با ما فاصله داشت و براثر نداشتن ماسك هراسان شده و داد می زد. حسین آقا به آن مجروح كه با ما فاصله داشت و داد می زد نگاه كرد بعد هم مقداری به این بچه ها كه تا چند دقیقه پیش زنده بودند و بر اثر شیمیایی شهید شده بودند خیره شد. آن وقت به طرف مجروح رفت و به او گفت: «نترس نترس » و ماسك را از صورتش درآورده و به آن مجروح كه یكی از نیروهای لشكر ما بود داد و پیش ما برگشت من سریع چفیه ام را از گردن باز كردم و به حسین آقا دادم. مقداری آب به چفیه زدم تا گاز از آن عبور نكند بعد به سراغ ماسك رفتم بعد از تهیه ماسك متوجه شدم كه حسین آقا مثل سروی كه می خواهد بیفتد روی زانو نشست و بعد هم به سجده افتاد همه اینها در حالتی بود كه نظر او به طرف دشمن بعثی بود. نفر دیگری كه زنده بود و مثل من نیمه جانی در رمق داشت از پشت حسین آقا را بلند كرد و من ماسك را به صورت او زدم ولی كار از كار گذشته بود و او در نهایت ایثار و از خودگذشتگی جان به جان آفرین تسلیم كرد. الان هر وقت به آن لحظه فكر می كنم با خود می گویم با توجه به اینكه شهید املاكی میدانست آن مجروح اگر ماسك هم بزند زنده نمی ماند پس چرا ماسك خودش را به او داد و خودش به شهادت رسید. همه آنهائیكه می دانستند وجود شهید حسین املاكی چه قدر برای لشكر ضروری است همین سئوال را مطرح می كردند. آخر چرا چرا او این كار را كرد؟ فقط تنها چیزی كه می توانم با آن خودم را قانع كنم این است كه امام حسین فرمانده سپاه عاشورا نیز می دانست كه اگر به كربلا برود شهید می شود ولی بااین وجود رفت و شهید شد تا اسلام زنده بماند حسین املاكی هم رفت تا با رفتنش و با نثار خونش بگوید ما پیروان حسین (ع ) هستیم و اما آنهائیكه زنده ماندند باید كار زینبی بكنند و گرنه یزیدیند.»

املاكی سه فرزند داشت، دو دختر و یك پسر. دختر اولش را هم 5 ماه بعد از تولدش دید! همه اینها را نوشتم تا اگر گذرتان به آن حوالی خورد، حتما سری به یادمان شهید املاكی بزنید. هرچند بدن مطهرش هرگز به وطن برنگشت
«شهید املاكی شما؛ جانشین لشكر گیلان كه توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغل دستش ماسك نداشت، شهید املاكی ماسك خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این! البته هر دو شهید شدند. هم املاكی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد اما این قهرمانی ماند اینها كه از بین نمی روند. زنده اند، هم پیش خدا زنده اند، هم دردل ما زنده اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده اند.»


نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1391 توسط رضا


ابوالقاسم عیسی مراد(سائل)  یکی از شاعران و نویسندگان ایثارگر کشورمان می باشد که در سال ۱۳۴۴ در شهر لاهیجان بدنیا آمد.وی دارای دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه طباطبایی تهران می باشد.

حضور در عملیات هایی همچون کربلای۲ از افتخارات ایشان است که در این عملیات به اسارت دشمن درآمدند.شغل آنموقع عیسی مراد معلمی بود،در دوران اسارت بارها توسط عراقی ها شکنجه شد و حتی یکبار با واسطه ضربه پا و پوتین یک عراقی به صورتش،فکش شکست.ولی او با همان حال به کارهای فرهنگی در بین اسراء میپرداخت.شعر زیر اشعاری در وصف شهید املاکی می باشد که توسط این شاعر سروده شده است:

سر از پا نشناخته افلاکی بود/مرد میدان نبرد املاکی بود

جوانمردی اش بر سر زبان ها پیدا/بحق حسین قهرمان هر میدانی بود

به خُلق حسن و به رزم حسین/او روستازاده ی گیلانی بود

به زهر عرفان و زهد/بندگی اش به رزم عرفانی بود

“الهی العفو” گفتن های مکررش/زمزمه های جانانه شبانگاهی بود

به میدان نبرد چون شیر ژیان می غرید/به تواضع مرام او اخلاقی بود

هرگز او را نمی دیدی برای ماندن در قفس/او نه برای امروز بلکه فردایی بود

بحق مرید ولی زمانه ی خویش/یعنی مطیع فرمان قرآنی بود

به احقاق حق در سنگر جهاد/فدیه گر تمام هستی اش قربانی بود

همه از شجاعتش شنیده اند/شرافتش واقعا پهلوانی بود

در اوج اشداء علی الکفار ور حما بینهم/به جمع دوستان مظهر مهربانی بود

در مرام مردان روزگار چنین میگویند/او از جنس باران و بارانی بود

چه زیبا رهبر لقبش داد “قهرمان” /چرا که او را شیوه قهرمانی بود

همیشه برای گمشده اش در جستجو/به دنبال پاسخی برای حیرانی بود

کمال بشر را به قول و عمل می سنجند/او در قول و عمل انسانی بود

او به عالم اسوه ای است قهرمان/مثل همیشه نام و نشان ایرانی بود

همیشه میگفت:انقلاب عزت ماست/یعنی خدمتگزار جمهوری اسلامی بود

جوانمردی اش از آن همه همین بس/یاری رسان یار شیمیایی بود

ایثار یعنی گذشت و گذر از تن/با این نگاه تفکرش عرفانی بود

مگر نه این است که “شهادت هنر مردان خداست”/جهاد به فکر و قصدش خدایی بود

معلوم بود او برای دنیا نیامده است/چون از جسم خاکی اش،روحانی بود

لبخند او برای رستن پیدا بود / در چهره اش خوانده می شد عقایی بود

جهاد اوج گیری کمال بنده است/عمل او به زعمل های عالم ربانی بود

سائل زجا ماندنش از قافله حیران است/افتخار ایران و ایرانی املاکی بود

عیسی مراد(سائل) ۱۳۹۰



منبع:http://www.shahid-amlaki.laleha.com/?p=95



نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین 1391 توسط رضا













نام شهید :  حسین
نام خانوادگی :  املاکی
تاریخ تولد :  20/2/1340
محل تولد :  لنگرود
تاریخ شهادت :  9/1/1367
محل شهادت :  بانی بنوک
شهادت در عملیات :  والفجر 10
وضعیت تاهل :  متاهل
تعداد فرزند :  3
آخرین مسئولیت :  قائم مقام لشکر 16 قدس گیلان
عضویت در :  سپاه
رسته خدمت :  
مزار شهید :  لنگرود ( نمادین )


نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین 1391 توسط رضا


نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین 1391 توسط رضا


نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین 1391 توسط رضا




فرمانده شهید حسین املاکی، فرزند رحمت الله، در روستای «کولاک محله» ، از توابع شهرستان لنگرود در استان گیلان به دنیا آمد .

تولّد او با ایام عاشورای حسینی مصادف بود پس نامش را «حسین»نهادند.

حسین چهارمین فرزند خانواده بود.

 در کودکی جهت فراگیری قرآن کریم به مکتب خانه رفت و خواندن قرآن را فراگرفت .

 تحصیلات ابتدائی را در دبستان مصباح کومله به اتمام رسانید .

در همان کودکی فردی پر تلاش و کوشا بود و تحصیلات دوره راهنمایی را در مدرسه دکتر معین آغاز کرد.

 در کنار تحصیل در امور کشاورزی به خانواده کمک می کرد .

پدرش در مورد خصوصیات اخلاقی وی در نوجوانی چنین می گوید : «پسری آرام بود و آزارش به کسی نمی رسید . درعین حال  درس خوان و با انضباط بود و برای انجام فرائض یومیّه به مسجد رفت.» دوران متوسطه را در دبیرستان خدمات بهداشت لنگرود مشغول به تحصیل شد .

در سال های آخر دبیرستان با اهداف انقلابی امام آشنا شد و مبارزات مخفی با رژیم پهلوی را آغاز کرد و در اوایل نهضت فعّالانه در تظاهرات و راهپیماییها شرکت می جست . بعد از پیروزی انقلاب در مبارزه با ضد انقلاب و اشرار داخلی فعالیّت چشمگیری داشت . بعد از اخذ دیپلم در20/6/1359 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب لنگرود درآمد و به عنوان مسئول اکیپ مشغول خدمت شد . مدتی مسئول تربیت بدنی سپاه لنگرود بود .

چند روز پس از آغاز جنگ تحمیلی در شهریور1359 به همراه اولین نیروهای اعزامی استان گیلان به سوی جبهه شتافت و در سرحدات مرزی قصر شیرین و سر پل ذهاب مستقر گردید .

 

 از 28 خرداد1360 لغایت18 شهریور1360 نیز به عنوان مامور رسمی سپاه در تیپ کربلا مشغول خدمت شد . در سال 1361 در عملیات رمضان حضور یافت و بعد از عملیات به همراه هفت نفر از همرزمان لنگرودی خود وارد اطلاعات- عملیات تیپ کربلا شد و بعد از یک دوره آموزش فشرده مقدماتی جهت شناسایی به خط مقدم اعزام شدند.سیروس اکبری- یکی ازدوستان حسین- می گویند:«او بسیار متعبد بود و من بارها او را در نماز شب دیده بودم.» هورزم دیگرش عبّاس صیغلی پور در این باره می نویسد:

در امور مذهبی وانجام فرائض بسیار مخلص بود وبه لحاظ حساسیت کار اطلاعات , بچّه ها زیاد متوسّل به ائمه اطهار می شدند وهر شب بعد از نماز مغرب وعشا مراسم دعا برگزار می کردند  و ایشان نیز مرتّب شرکت می کرد.

پدر حسین نیز می گوید:«همه شیفته اخلاق او بودند، جذابیّت خاصی داشت، نهایت عطوفت و مهربانی درایشان بود.» املاکی ، در مدّت حضور در جبهه  در عملیّات های متعدد از جمله ثامن الائمه ،  فتح المبین ، بیت المقدّس ، رمضان و محرم شرکت داشت.

در سال 1361تصمیم به ازدواج گرفت گرفت و مراسم عقد وازدوا ج او باخانم زهرا محرمی ، بسیار ساده ومختصر در مسجد محلّه بر پا شد . امّا بیش از دوازده روز از ازدواج او نگذشته بودکه عازم جبهه های جنگ گردید. در 19 آبان 1362 اولیّن فرزندش- مرضیه- متولّد شد و او حدود پنج ماه پس از تولّد دخترش موفّق به دیدن او گردید. از 14 تیر 1361 تا 20تیر 1364 در لشکر کربلا حضور داشت ودر بدو امر مسئول محور یکم اطلاعات- عملیات و پس از عملیّات محرم مسئولیت واحد اطلاعات- عملیات لشکر25 کربلا را عهده دار شد . در این مدت نیز در واحد اطلاعات در عملیاتهای زنجیره ای قدس1 و2 نقش بسزائی داشت. شجاعت از خصوصیات بارز او بود تا جایی که حضورش در میان همسنگرانش موجب آرامش و اطمینان می شد. هر کس با او برخورد می کرد تحوّلی در او ایجاد     می شد. با وجود اینکه مسئول اطلاعات لشکر بود ولی شخصاً در ماموریتهای شناسایی خطوط دشمن شرکت می کرد و شناساییهایش بسیار دقیق و قابل استناد و طرح ریزی بود. در سال 1364 دومین فرزندش راضیه به دنیا آمد. برادرش درباره چگونگی رفتار او با خانواده می گوید : «رفتارش نسبت به خانواده و همسر و فرزند بسیار محترمانه بود و کمتر عصبانی می شد.» پدر حسین نیز می گوید:

«هرگز با فرزندان خود بد رفتاری نمی کرد، آنها را خیلی دوست می داشت و احترام می کرد و به آنها راه ورسم زندگی را می آموخت.»

در سال 1364 به تشخیص فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب نیروهای مازندران و گیلان از هم جدا شدند. تیپ ویژه قدس کردستان با ماموریت درون مرزی علیه ضد انقلاب در منطقه عمومی کردستان و آذربایجان غربی تشکیل شد و این ماموریت به سپاه استان گیلان واگذار گردید. در نتیجه حسین املاکی به پیشنهاد فرماندهان سپاه از جمع یاران و دیرین وصمیمی خود در لشکر25 کربلا وداع کرد و به تیپ ویژه قدس پیوست. او با تلاش بسیار نیرو های اظلا عاتی پراکنده در یگان های مختلف را جمع آوری و واحد اطلا عات-عملیّات تیپ را سازماندهی کرد .

بعد از انجام عملیّات والفجر 8 در منطقه عمومی فاو سایر همرزمانش از جمله سرداران شهید مهدی خوش سیرت و حسین رضوانخواه،وارد تیپ قدس شدند وبه او پیوستند . آن ها و فرماندهی گردان های پیاده را عهده دار شدندوتیپ ویژة قدس درردیف یگانهای منظّم سپاه قرارگرفت و ماموریّت های

آفندی برون مرزی نیز به این تیپ محوّل گردید قادر،املاکی عملیّات والفجر 9 را در منطقه سلیمانیّه طرح ریزی کرد . پس از مدّت کوتاهی تطپ به لشکر52 قدس ارتقا یافت و عملیّات کربلای 2 را در منطقه عمومی حاج عمران طرح ریزی واجرا کرد. املاکی پس از انجام عملیّات کربلای 2و4 در عملیّات کربلای 5 شرکت داشت وبا حفظ سِمَتِ، فرماندهی محور عملیّاتی را در جزیرة باورین عهده دار بود .

او این نقش را به خوبی ایفا کرد تا جایی که نیروهای لشکر وارد شهرک دوئیچی عراق شدند.

او در این عملیّات از ناحیه فک به شدّت مجروح شد و برای درمان در بیمارستان توتونکاران رشت  بستری گردید.

با اصرار فراوان از بیمارستان ترخیس شد وبا همان حال به سوی منطقة جنگی رهسپار گردید.

در سال 1365 نیز برای چندمین با جراحت برداشت که یک بار به بیمارستان امیر اعلم انتقال داده شد.

در همین سال بود که سلمان- سومیّن فرزند او- به دنیا آمد.

املاکی با توجّه به شایستگی هایی که از خود نشان داده بود به عنوان فرمانده تیپِ یکم لشکر قدس وپس از مدّت کوتاهی با حفظ سِمَت به قائم مقامیِ فرماندهی لشکر قدس گیلان منصوب گردید.

او ماموریّت های آفندی را دنبال می کرد ومستقیماً به همراه گردان های رزمی فرماندهی عملیّات را به عهده داشت.

با انجام موفقیّت آمیز عملیّات نصر4 ارتفاع زازیله و شهر ماووت عراق را آزاد کردند.

در این عملیّات بر اثر اصابت ترکش از ناحیه دست راست مجروح شد ولی با همان حال در خطوط مقدّم باقی ماند.

در اواسط سال 1366 به هنگام انجام ماموریّتی به اتفّاق سردار شهید فرهاد لاهوتی– فرمانده گردان سلمان- دچار سانحه رانندگی گردید.

در این سانحه فرهاد لاهوتی کشته شد و او در حالی که به شدت مجروح شده بود با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل گردید وبعد از بهبودی نسبی بار دیگر به سوی جبهه ها رهسپار شد.

در کسوت فرماندهی لشکر در عملیّات "بیت المقدس6 شرکت جست وبعد از آن در عملیّات والفجر10 در منطقه عمومی سیّد صادق- شانه دری حضور داشت.

با شکستن مقاومت نیروهای عراقی، دشت در روز شانزدهم فروردین1367 دشمن برای پیشگیری از تداوم عملیّات با انواع سلاح شیمیایی منطقه را مورد حمله قرار داد که بر اثر آن تعدادی از رزمندگان به شهادت رسیدند.

در این هنگام ، حسین متوجه رزمنده ای شد که ماسک ضدّ شیمیایی نداشت به سرعت ماسک خود را به او داد.

امّا خود به همراه دیگر یاران،همچون محمّد اصغری خواه- فرمانده گردان کمیل- دکتر محمّد جیبی پور و سیّد عباس موسوی و... پس از حدود هفتاد و پنج ماه حضور در جبهه به شهادت رسید.

 

آزادگانی که در عملیّات والفجر10 به اسارت رفته بودند،گفتند:

«اکثر فرماندهان عراقی در برخورد اوّلیه به هنگام بازجویی از آخرین وضعیت حسین املاکی سوال می کردند در پی کسب خبر درباره او بودند.»

پیکر شهید املاکی به زادگاهش انتقال یافت ودر آنجا به خاک سپرده شد.

از وی به هنگام شهادت دو دختر به نام های مرضیه(پنج ساله) و راضیه(سه ساله) ویک پسر به نام سلمان (دوساله) به یادگار مانده است.




نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند 1390 توسط رضا



سردار شهید حسین املاکی



شهید حسین املاآی در شب عاشورای سال ١٣۴٠ در روستای "آولاك محله" شهرستان لنگرود در خانواده ای
مذهبی و آشاورز دیده به جهان گشود.
پس از گذراندن دوران تحصیلی خود در سال ١٣٥٨ موفق به اخذ دیپلم در رشته "بهداشت محیط" شد.
علاقه حسین املاآی به ورزش ایشان را بسوی ورزش آاراته و آشتی سوق داد و در این زمینه موفقیت های نیز آسب
آرد.
با به ثمر رسیدن نظام جمهوری اسلامی به سپاه پاسداران لنگرود پیوست و با تجاوز رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی و
تحمیل جنگی نابرابر به انقلاب نوپای اسلامی به همراه اولین گروه از نیروهای اعزامی گیلان عازم جبهه های نبرد حق علیه
باطل و به دیار خونین سرپل ذهاب و قصر شیرین شتافت.
ایمان، شجاعت، خلاقیت، تدبیر و توانمندی در وی چنان عالی بود آه توانست در آوتاهترین زمان، توان رزمی خویش را
تثبیت آند و مدتی بعد وارد تیپ ٢۵ آربلا شد.
ازآنجا آه حسین جوانی مومن، برومند و از استعدادها و خلاقی تهای بارزی برخوردار بود ، در مدت آوتاهی توان رزمی خود
را به منصه ظهور رساند و چون بر فرماندهان این توانمندی عالی نظامی حسین محرز شد در واحد اطلاعات و عملیات
مسوولیت فرماندهی محور یكم را بر عهده او گذاشتند و او نقشی فوق العاده ای در این سمت ایفا آرد.
خلاقیت حسین در ارائه شناسای یها و طر حهای نظامی بقدری عالی و دقیق بود آه گویا سالها در دانشكد هها دروس علوم
عالی نظامی و رزم آموخته بود.
لیكن دانشگاه او ایمان به خدا، آلاس درس او جبهه و میادین نبرد با دشمنان اسلام و قرآن بود.
سردار حسین املاآی پس از رشادت ها و دلاوری ها در عملیا تهای مختلف از جمله ثامن الائمه، فت حالمبین، رمضان و محرم
در سال ۶١ بود آه تصمیم گرفت به سنت دیر پای محمدی (ص) عمل به تكلیف آرده و ازدواج آند.
اما هنوز بیش از ١٢ روز از پیمان مقدس ازدواج وی نگذشته بود آه به سوی جبهه های نور علیه ظلمت شتافت و هیچ
تاخیری در جبه ههای نبرد حق علیه باطل را برخود جایز نم یدانست و ازدواج را هم عمل به تكلیف و حرمت نهادن به اصول
و آرما نهای مكتب غنی اسلام و احكام الهی می دانست و حاصل این پیوند مقدس یك پسر و دو دختر از زندگی مشترك
ایشان به یادگار ماند.
حسین در عملیا تهای متعددی چون والفجر مقدماتی، والفجر یك، والفجر چهار ، والفجر شش ، والفجر هشت ، عملیات
بدر نقش آفرینی فو قالعاده ای ایفا آرد.
او در سال ۶۴ به تیپ قدس گیلان رفت، واحد اطلاعات و عملیات تیپ را تقویت آرد و بهترین طرح عملیاتی والفجر ٩را با
توجه به شناسایی هایش در منطقه سلیمانیه ارائه و اجرا آرد و به موفقی تهای بزرگی دست یافت.
پس از عملیات والفجر هشت در منطقه عمومی فاو، دیگر همرزمانش چون سردار مهدی خوش سیرت وحسن رضوان خواه
به او پیوستند و فرماندهی گردان های پیاده تیپ قدس را بر عهده گرفتند و سردار حاج محمود قلی پور نیز رییس ستاد تیپ
قدس گیلان بود.
با همت بلند و شجاعت و دلاوری این دلاورمردان و رزمندگان گیلانی چنان تحولی در عملیات ها ایجاد شد آه بعد از عملیات
آربلای دو در منطقه حاج عمران به تعبیر مقام معظم رهبری، حماسه آفرینان لشكر قدس در آربلای دو، آربلای دیگری
آفریدند.
شهید املاآی در زمانی آه در میدان جنگ، شیمیایی زدند و خودش هم در معرض شیمیایی بود، ماسك خودش را
برداشت و به صورت بسیجی همراهش آه ماسك نداشت بست. قهرمان یعنی این. پهلوانی همین است.
البته هر دو شهید شدند، هم املاآی شهید شد و هم آن برادر بسیجی شهید شد اما این قهرمانی ماند و تاریخی شد.
آزادگانی که در عملیّات والفجر ١٠ به اسارت رفته بودند،گفتند:
اکثر فرماندهان عراقی در برخورد اولیه به هنگام بازجویی از آخرین وضعیت حسین املاکی سوال می کردند در پی کسب »
«. خبر درباره او بودند
پیکر شهید املاکی به زادگاهش انتقال یافت و در آنجا به خاک سپرده شد.
از وی به هنگام شهادت دو دختر به نام های مرضیه(پنج ساله) و راضیه(سه ساله) ویک پسر به نام سلمان (دوساله) به
یادگار مانده است.
پایان
نویسنده: محمد حسنی - تحریریه پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی
شهریور ماه ١٣٨٦


منبع:WWW.CHEMICAL-VICTIMS.COM پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی


نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند 1390 توسط رضا















































نوشته شده در شنبه 27 اسفند 1390 توسط رضا
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

مقام معظم رهبری

نویسندگان
آمار سایت
Nasr19